RSS  | Atom  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 8933 | بازديدهاي امروز: 2| بازديدهاي ديروز: 8
درباره خودم
لبخندی بر چهره ام نشسته و سپس قطره اشکی درچشمانم حلق
رزا[16]
فقط اين و ميگم که دختري شولوغ و شيطونم و پورو.. و سال دوم هنرستان رشته گرافيک هستم که به رشتم عشق مي ورزم.. ...
لوگوي وبلاگ
پيوندهاي روزانه

مطالب قبلي
مطالب قبلي
موضوعات
لينک هاي دوستان
لوگوي دوستان
اشتراک

نام:

ايميل:

 

بابا من نمي فهمم شما چرا همتون در رابطه با من اين طورفکر مي کنين! در جواب حرفاتون که تو نظراتتون برام نوشتين بايد بگم:


 


نغمه: بابا عزيز دلم، دوست خوبم که اينقدر به من لطف داري من رو اينقدر سوال پيچم نکن(چه تو تلفن چه تو نت)! ماجرا يه چيز ديگست عزيز من، من هيچيم نيست خاطر جمع باش ..تعجب مي کنم چون تو که مي دوني واسه چي ديگه نمي خوام وبلاگ رو آپديت کنم !!شايدم نمي دوني ولي اشکال نداره الان بهت مي گم.. اينو که مي دوني داريم اسباب کشي مي کنيم و سرم حسابي شولوغه از يه طرفم که مهمون مي ره مياد از بابت فوت همون فاميلمون بعد اونم عروسي در پيشه و حسابي... اينم که حتمي مي دوني تصميم دارم از همين تابستون بشينم واسه کنکور بخونم برا همون چيزه ديگه... کتابخونه و کلاس ميرم اصلا وقت اين يکي رو ديگه ندارم چون نمي خوام وقتم رو به همين سادگي ها از دست بدم مي دوني که ...تازه يه خبر بدي هم دارم برات ...به مدرسه زنگ زدم و مشهد رفتنمون cancel شد!! حسابي علافمون کردنا!! راستي هر وقت ازسنندج برگشتي شماره جديد رو که داري زنگ بزن مي خوام اگه بشه بچه ها رو يه جوري دور هم جمع کنم..قربونت..


 4viro0s: شما هم از اين که به من لطف دارين ممنون و قرار نبود که هميشه ويروسي فکر کنين!!! تکرار نشه آفرين بچه هاي خوب..


...


حسام: و ممنون از شما برا اين که با نصيحت هاي برادرانتون منو آگاه کردين ولي بهتره که بدونين:


1)کسي دل منو نشکونده و همچين اجازه اي هم به کسي تا به حال ندادم که يه همچين کاري بکنه و بازيم بده و در ضمن خوشبختانه يا بدبختانه آدم کينه توزي نيستم که حال کسي رو بگيرم و شخصيت خودم رو با اين وسيله خراب کنم!


2)ديگه اينقدرم آدم احساساتي نشدم که بخواد اينطور شه درسته که کمي احساساتي شدم ولي ديه نه به اندازه اي که هيچي نفهمم ..


3)در ضمن کي گفته که وبلاگ رو مي خوام ببندم!! فقط نمي خوام ديگهupdate ش کنم برا اين دليل نمي خوام ديگه آپديتش  کنم که مي خوام time ش رو بذارم براي کاراي مهمترم ..


4) مگه کسي برا من تصميم گرفته!! اِشتِب فکر نکن!!!


5)در رابطه با دردو دل کردن.. بهتر اينو بدونين که تا به حال يه همچين کاري نکردم تا حرفاي دلم رو به کسي بزنم ..چرا دروغ بگم به يکي گفتم حرفامو..البته شايد به نظر شما ها مسخره به نظر برسه .. ولي برا من خيلي ارزش داره هر کي هر طور مي خواد فکر کنه.. من حرفا و دردو دلام رو از بچگي تا الان به doll ام گفتم .. چون به هر کسي نميشه اعتماد کرد..


تا به حال هم به درد و دل کسايي که باهام درد و دل ميکنن گوش دادم و تا اونجايي که تونستم راهنمايي و کمکشون کردم و باهاشون همدردي کردم چون دوست ندارم ناراحتي اطرافيانم رو ببينم هر چند خودم به خاطر يه چيزه کوچيک ناراحت باشم...


به هر حال ازتون ممنونموحرفاتون رو به عنوان يه حرف برادرانه پذيرفتم نه نصيحت...


مهکامه: عزيزم منم دلم واست تنگ شده ..


و براي کسايي که امسال کنکور مي دن از جمله برادر خودم آرزوي موفقيت مي کنم..


تابستون خوش بگذره حسابي %


من که رفتم..




نويسنده: رزا(پنجشنبه 1/4/1385 :: ساعت 11:48 صبح)


رفقا..سلام!


همگي که ايشالا خوبين و سلامت! ازتون مي خوام که تا آخر مطالبم رو بخونين!شايد به دردتون بخوره!!


تواين چند سالي که گذشت از عمرم ياد گرفتم..


*قبل ازهرکاري خدا رو ياد کن چون تنها کسي هست که تو رو خوب شناخته و بعد توکل کن به اون بزرگ!   


*چيزي روکه الآن داري،شايدآرزوي فرداهات باشه!


*هيچ روزي نيست که باارزش ترازامروزت باشه!


* آدما تا خودشونُ نشناسن و به کارايي که مي کنن ايمان نداشته باشن هيچي نيستن و به هيچ جايي نمي رسن!


*پرحرفي مي تونه مقدمهء کم شنوايي باشه!


*تنها رفيقي که هميشه باهات هست و مي مونه قلبُ واون دلتِ نه چيز ديگه!


*ارزون ترين وراحت ترين راه براي وسعت بخشيدن به نگاه لبخند مي تونه باشه!


*تنهايي بهترين موقعيت رسيدن تو به خودته!!


*دستت رو براي کمک گرفتن به روي کسي دراز نکن،خودت روبسازوازخدات کمک بخواه تا بهت صبر زيادي عطا کنه.. فقط!!


*بهترين کس اونيه که به هرکسي اعتماد نکنه!


*هميشه سخت ترين راه روانتخاب کن،چون مي تونه بهترين راه ورمزموفقيتت باشه!


*به هيچ وجه زوود قضاوت نکن و مثبت نگر باش وهميشه اوني باش که مي خواي!


*دل کسي روسعي کن نشکوني اگرچه درمقابلش شکست سختي بخوري!!


*زندگي دو نيمه هست:


            *نيمهء اول درآرزوي نيمهءدوم       ...


                ...        *نيمهء دوم درحسرت ديدارنيمهء اول!!   


 خوب تموم شد!البته حرف اصليم هنوزمونده وازتون مي خوام خوبِ خوب بخونينش!!..لطفاً..


...ازتون مي خوام  که اين خرفا روبه عنوان نصيحت از من نشنوين..فقط به عنوان يه حرف خواهرانه!! همينُ بس!!


لطفاً..لطفاً..دل هيشکي رو نشکونين!! .. اگرچه بهتون بدي هم کرده باشه ولي به هيچ وجه اين کار رو نکنين..به هيچ وجه!! این حرف رو زدم چون خودم چند ماه پیش یه همچین کاری کردم!.. از این کارم واقعاًبدم اومد و خیلی تو روحیم تاثیر گذاشت..خیلی.. حتمی تعجب می کنین که کسی که دل یه کی رو میشکونه دیگه چرا!!؟ ....!!


توروبه هرکی دوست دارین قَسمتون می دم که این کار رو نکنین..نکنین!!


شاید باور نکنین من دختر احساساتی نبودم که الآنش هستم ..180درجه اخلاقم تغییرکرده..حیف که هیشکسی باورش نمیشه..حیف!!


برا همینم که شده تصمیم گرفتم که حتی اگه پای جوونمم در میون باشه یه همچین کاری رو برای دومین باریا آخرین بار تکرار نکنم اگرچه خودم ضربه سختی بخورم..اگرچه!!


به عنوان یه آبجی کوچیک این درخواستِ من رو بپذیرین..لطفاً!


هیچ وقت این کار رو نکنین و سعی نکنین با این کارتون چیزی رو به کسی بفهمونین یا این که تلافی یه کاری رو سر کسی دربیارین! نمی دونم شاید شما این طور نباشین!! ولی هم اگه که اینطور آدمی هستین یا نه این کار رو نکنین چون اون طرف مقابل ممکنه که...!!


از این که تا آخرحرفامُ خوندین خیلی ممنون!


واین یکی ازدلایلی هستش که در وبلاگ4viro0s مطالبمون رو ضد عشقی مشقی


می نویسیم که بعضی از شما ها در e-mail ها ونظراتتون این نمونه رو ذکر می کنین که چرا مطالب وبلاگ شخصیمون کلی با مطالب اون وبلاگمون فرق داره..


از این که تو این مدت با شما دوستای عزیزم آشنا شدم واقعاً خوشحالم و هر خوبی و بدی از من دیدین حلال کنید!!!


این آخرین آپدیتم بود..


خداحافظ رفقا!!




نويسنده: رزا(شنبه 20/3/1385 :: ساعت 9:43 صبح)

وقتي مي بينم..اشکامُ که غَلط مي زنن رو گونه هام!


وقتي مي بينم..اين دل به هق هق ميوفته!


وقتي مي بينم..که قلبم همه سختي ها رو تحمل مي کنه!


وقتي مي بينم..که زندگي تبديل شده به يه اجبار!


وقتي مي بينمُ..مي بينم!


از اين زمين خاکي سنگ دل متنفر مي شم!


و وداع مي کنم...


             # از خودم تقديم به دلم#


سلام رفقاي قديمي!


بالاخره طلسمُ شيکوندم و تصميم گرفتم که وبلاگمُ داشته باشم و نبندمش!جون نمي خوام دوستامُ از دست بدم..


راستي اين بار مي خوام يه گروه بهتون معرفي کنم  که بيشتر به درد کسايي مي خوره کهpersianrap music گوش مي دن و علاقه زيادي مثل به اين music دارن....از بروبچه هاي رپر ...(آخي جا و مکان ندارن..الهي دلم آتيش گرفت!!) هستن که به دو زبون فارسي و ترکي استانبولي مي خونن..البته تعريف نمي کنما..ولي واقعا گل کاشتن..البته سايتشون هنوز کاملا بالا نيومده ..پس حتمي منتظر بمونيد چون پيش بيني مي کنم که سايتشون هم مثل خودشون باحال باشه.. شايد هم مطمئنم.. البته هر کي نظر خودشُ داره اينم نظره منه.. ديگه.... راستي بچه هاي  rapknot group براي همتون آرزوي موفقيت و پيشرفت مي کنم لا اقل اين يه کار که از دستم بر مياد!!...


http://rapknot.com                                    coming so0o00on


اِ..اِ...اِ....ذاشت يادم مي رفتا الته خوب شد يادم اومد.....کسب مقام اول در جشنواره گرافيک را به آقاي تورج صابري وند تبريک ميگم.. اميدوارم که هميشه موفق باشين...آدرس سايت آقاي تورج صابري وند رو بازم براتون ميزارم اگه خواستين حتمي يه سري بزنين..


http://saberyvand.com


راستي وبلاگ ويروسي ما رو يادتون هست ديگه... نگين ..نه.


http://viro0s.parsiblog.com


در ضمن اين گروه هم داشته باشين که يه گروه گرافيکي هستش که ايشالا توش منم مي فعاليتم..ماشالا وبلاگ بارونه ها!! ولي هنوز در حال کامل شدن اين گروه رو من و 5 نفر ديگه از بچه هاي گرافيک 2 و 3 رشته گرافيک راه اندازي مي کنيم!!


http://batart.parsiblog.com 





نويسنده: رزا(يکشنبه 24/2/1385 :: ساعت 7:18 عصر)

سلام!!


بالاخره منم آپ کردم ... و از دوستاني که تو اين مدت من رو فراموش نکردن و به يادم بودن واقعا ممنونم..


امروز مطلبي برا نوشتن ندارم و مي خوام يه وبلاگ براتون معرفي کنم که با سر زدن به اين آدرس پشيمون نمي شين و نخواهين شد..مطمئن باشين.                                                                                                       


                          http://viro0s.parsiblog.com  حتما سري بزنينااا                 




نويسنده: رزا(پنجشنبه 31/1/1385 :: ساعت 6:34 عصر)

بچه ها اين مطلب و يکي از دوستام فرستاده اميدوارم خوشتون بياد....


اسم اين دوستمون آقا حامد هست:


 


عشق، ايستادن زير بارون و خيس شدن با هم نيست!!


عشق، عشق آن است که يکي براي ديگري چتري شود،و او هيچ وقت نداند که


چرا خيس نمي شود...!!


                                        مطلب از حامد





نويسنده: رزا(سه‏شنبه 27/10/1384 :: ساعت 12:49 عصر)

سلام بچه ها ...


اميدوارم حالتون خوب باشه؟؟


بالا خره امتحاناتمم تمموم شد و ميتونمم با خيال راحت آپ شم و از نظرايي که دادين يا ندادين ممنونم


از دوستايي که دوست دارن مطالبشون در وبلاگ من تايپ شه به اسمه خودشون ، ازشون ميخوام که به من ايميل بزنن .. ممنون.


در ضمن روزاي شنبه وبلاگم رو آپ ميکنم ...


 


  


 سلام اي بي وفا، اي بي ترحم


 سلام اي خنجر حرفاي مردم


 سلام اي آشنا با رنگ خونم


 سلام اي دشمن زيباي جونم...



                         مريم حيدر زاده  


 


 


 


 


عشق سوخته


 


روبرويم ايستاده بود: صورت استخواني، رنگ پريده


و چشمان خسته و بي روحش نشان از رنج بزرگي داشت...


بي اختيار به ياد عشق کهنه ام افتادم، به خودباليدم که در


آتش عشق گذشته ام نسوختم.


وقتي دستم را جلو بردم تا صورتش را لمس کنم دستم به


آينه خورد...


 


هنوزم منتظر نظراتتون هستم  


 


 


 




نويسنده: رزا(يکشنبه 25/10/1384 :: ساعت 11:20 صبح)

 


 به بانک برره خوش اومدين...


 لطفا پول زور ودين صندوقمون خاليه....






 








يالا زوووود باشين نظر ميخوام...




نويسنده: رزا(سه‏شنبه 20/10/1384 :: ساعت 11:22 صبح)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[1/4/1385- 11:48 ص] !!!!!!!!!!!!!!!
[20/3/1385- 9:43 ص] آخرين کلام...
[24/2/1385- 7:18 ع] وقتي مي بينم...
[31/1/1385- 6:34 ع] اليک...
[27/10/1384- 12:49 ع] از دوستم...
[25/10/1384- 11:20 ص] اومدم..
[20/10/1384- 11:22 ص] بانک برره
[آرشيو شده ها]